دل نوشته های شهید چمران

نسخه مناسب چاپارسال به دوستان

شهید دکتر مصطفی چمران:
ای خدای بزرگ، ای ایده‌آل غایی من، ای نهایت آرزوهای بشری، عاجزانه در مقابلت به خاک می‌افتم، تو را سجده می‌کنم، می‌پرستم، سپاس می‌گویم، ستایش می‌کنم که فقط تو، آری فقط تو ای خدای بزرگ شایسته سپاس و ستایشی، محبوب بشری، فقط تویی، گمشده من تویی.
... من هرگاه مفتون هر چیز شده‌ام، در اعماق دل خود، به تو عشق ورزیده‌ام، بنابراین ای خدای بزرگ، تو از این نظر مرا سرزنش مکن. فقط ظرفیت و شایستگی عطا کن تا هرچه بیش‌تر به تو نزدیک شوم و راه درازی که به سوی بوستان بی‌انتها و ابدی تو دارم، این سبزه‌ها و خزه‌های ناچیز نظر مرا جلب نکند و از راه اصلی باز ندارد.
08/03/1339
از یادداشت‌های آمریکا- برگفته از کتاب "خدا بود و دیگر هیچ نبود" صفحه 23
شهید دکتر مصطفی چمران:
عالم و مافیها مرا راضی نمی‌کند. مردم را می‌بینم که به هر سو می‌دوند، کار می‌کنند‌، زحمت می‌کشند تا به نقطه‌ای برسند که به آن چشم دوخته‌اند.
ولی ای خدای بزرگ از چیزهایی که دیگران به دنبال آن می‌روند بیزارم. اگرچه بیش از دیگران می‌دوم و کار می‌کنم، اگرچه استراحت شب و نشاط روز را فدای فعالیت و کار کرده و می‌کنم ولی نتیجة آن مرا خوشنود نمی‌کند فقط به عنوان وظیفه قدم به پیش می‌گذارم و در کشمکش حیات شرکت می‌کنم و در این راه، انتظار نتیجه‌ای ندارم!
سال 1338
از یادداشت‌های آمریکا- برگفته از کتاب "خدا بود و دیگر هیچ نبود" صفحه 20

شهید دکتر مصطفی چمران:
من تصمیم دارم که از این به بعد آدم خوبی باشم، دست از گناهان بشویم، قلب خود را یکسره تسلیم خدا کنم، از دنیا و مافیها چشم بپوشم. تنها، آری تنها لذت خویش را در آب دیده قرار دهم.
سال 1338
از یادداشت‌های آمریکا- برگفته از کتاب "خدا بود و دیگر هیچ نبود" صفحه 18

شهید دکتر مصطفی چمران:
ای خدا، من باید از نظر علم از همه برتر باشم تا مبادا که دشمنان مرا از این راه طعنه زنند. باید به آن سنگ دلانی که علم را بهانه کرده و به دیگران فخر میفروشند ثابت کنم که خاک پای من هم نخواهند شد. باید همهٔ آن تیره دلانِ مغرور و متکبر را به زانو درآورم، آن گاه خود خاضع ترین و افتاده ترین فرد روی زمین باشم.
10/06/1340
از یادداشت های امریکا- برگرفته از کتاب "خدا بود و دیگر هیچ نبود" صفحه 28

کلیه حقوق سایت برای سازمان بسیج اساتید خراسان رضوی محفوظ می باشد.